محمد رضا واليزاده معجزى

190

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

مرگ آنها وى را آزرده مىساخت و او را بر جان خودش هم بيمناك نموده بود . چنان‌كه نقل كرديم از رفتار بعضى از مأمورين دولتى كه در حوزه حكمرانى امير اعظم مأمور انجام كارى مىشدند و انتظارات ما لا يطاق از او داشتند ، نيز به شدت عصبانى و ناراحت شده بود به طورى كه نمىتوانست آن را در دل نگاه دارد و غالبا به اطرافيان خود مىگفت از حركات اين مأمورين پرتوقع دولت خيلى رنج مىبرم و بيم از آن دارم كه سرانجام اسباب مسؤوليت من از اين رهگذر فراهم گردد و هرچه به اين دولت خدمت كرده‌ام ، از ميان برود . بارى ، روزبه‌روز بر عقده‌هاى امير اعظم افزوده مىشد از اعمال لشكر مأيوس‌تر مىگرديد . در خلال اين مدت بعضى از خوانين لرستان نيز او را عليه دولت تحريك مىكردند و به او مىگفتند تو به منزله والى پشتكوه مىباشى و اگر با اين لشكر اعلام مخالفت كنى ، همه لرستانيان پيرامون تو جمع مىشوند و آنها را از لرستان مىتوانى بتارانى . اين تلقينات كم‌وبيش روى او اثر مىگذاشت ، بويژه هنوز جوان و كم‌تجربه هم بود 1 . با اين مقدمات امير اعظم مخالفت خود را با لشكر آشكار ساخت و براى مقابله با نيروى دولتى آماده گرديد . از اين تاريخ قيام امير اعظم براى عموم ياغيان لرستان محور اصلى شناخته شد و از هرطرف روى به طرهان نهادند و گويى روزنه اميدى به روى آنها باز شده بود . قيام امير اعظم را « 1 » قريبا در صفحات آينده به نظر خوانندگان خواهيم رساند . جنگ گردنه پونه و كشته شدن سلطان رحمن خان و تقى خان سپهوند شورشيان بيرانوند و تيره‌هاى مال اسد كه معروفترين كدخدايان آنها : امان الله هادى و دوستمراد زيد على ( دوسته مشهور ) و عصمت الله ، على مراد و پاپى چرمارن بودند به سركردگى خوانين ايل بيرانوند ( عليرضا ، يد الله خان ، نجف قلى خان و غيره ) همچنان به شورش مشغول و كوس مخالفت با دولت را مىزدند و بيشتر در كوههاى منطقه هرو به سر مىبردند . سرهنگ مهدى قلى خان تاج‌بخش فرمانده تيپ مختلط لرستان در تيرماه 1306 شمسى ، دو ستون براى سركوبى آنها از خرم‌آباد تجهيز كرد كه هردو ستون به مسؤوليت سرهنگ امير احمدى حركت كردند . يك ستون به فرماندهى ارشد السلطنه دولتشاهى ( ياور ) كه مرحوم عزيز الله فولادوند

--> ( 1 ) . تأكيد از نويسنده است ( ويراستار ) .